میر حسین با خواهرزاده شهیدش
بای ذنب قتلت؟؟
+
نوشته شده در جمعه یازدهم دی 1388ساعت 4:6 توسط ا. اکبری دیزگاه
|
به آسمان می نگری
نیمه ی شب
چه زیباست؟!
نگاه ماه به ماه
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 5:46 توسط ا. اکبری دیزگاه
|
تقدیم به م. ر
معشوقه ام امتحان تاریخ ادبیات دارد
از رندی حافظ
می ترسم
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 6:2 توسط ا. اکبری دیزگاه
|
والناشرات نشرا( قران کریم)
کتاب " من آسمان ندارم" مجموعه شعرهای ابراهیم اکبری دیزگاه از
طریق انتشارات فصل پنجم منتشر شد.
+
نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعت 9:53 توسط ا. اکبری دیزگاه
|
داستانی را ازمن بخوانید به نام کامنت ها در و بلاگ خرده روایت هاhttp://dastan88.blogfa.com/
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 5:11 توسط ا. اکبری دیزگاه
|
من آدم خود شیفته ای نیستم ولی بعضی حقایق را
نمی توان انکار کرد.
گفتی " ابراهیم اکبری دیزگاه؟"
دهانت شیرین
زیبایت مضاعف
شد.
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 4:18 توسط ا. اکبری دیزگاه
|
اگر شماره ات را داشتم
اس ام اس
می کردم خودم را.
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 10:29 توسط ا. اکبری دیزگاه
|
کیسه زباله
دلیل خوبی است برای دیدار ما
گربه عزیز!
+
نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 5:38 توسط ا. اکبری دیزگاه
|
کاش همین الان زنگ می زدی
و قطع می کردی
دعای من در آخرین رکعت نماز شب
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 6:40 توسط ا. اکبری دیزگاه
|
سال ها درد می کشیدم
*
ماه ها
*
روزها
*
پا روی دم خودم گذاشته بودم
نمی دانستم
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 5:40 توسط ا. اکبری دیزگاه
|